خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )

82

بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )

ب - در مقولهء كيف ، مانند تسخّن ( گرم شدن ) ، تبرّد ( سرد شدن ) ، اسوداد ( سياه شدن ) ، ابيضاض ( سفيد شدن ) حركت در مقولهء كيف را استحاله گويند . ج - در مقولهء « أين » مانند از مكانى به مكانى رفتن . به حركت در مقولهء أين نقله گويند . د - در مقولهء وضع ، مانند حركت جسم مستدير بر گرد مركز ، در صورتى كه اين حركت همراه با أين خاص باشد . به حركت در مقولهء وضع ، دوران گفته مىشود . اگر تغيّر مطلق را در نظر گرفته و آن را از اين‌جهت كه تغيّر مطلق دفعى يا غيردفعى است ، اعتبار كنيم ، حركت شامل مقولهء جوهر نيز مىگردد . تغيّرى كه در جوهر واقع شود ، دفعى و ناگهانى است و آن را كون و فساد مىنامند . علت نام‌گذارى اين‌دو مقوله به أن يفعل و أن ينفعل اين است كه دو واژهء فعل و انفعال ، مشترك لفظى و داراى دو معنى هستند . معنى نخست ، همان بود كه در توضيح اين‌دو مقوله گفتيم ؛ يعنى حالت توجه به هيأتى . معنى دوم حالت استقرار هيأتى كه بعد از حصول ( استقرار ) توجه به آن حالت بوده است ، مانند حالت گرمى در پديدهء گرم شده ، حالت سياهى در پديدهء سياه شده ؛ معنى دوم ، به صورت حقيقت در مقوله‌هايى مىتواند وجود داشته باشد كه حركت در آن‌ها واقع مىشود . اما الفاظ أن يفعل و أن ينفعل ، ويژهء معناى نخست است كه مقوله‌هاى أن ينفعل و أن ينفعل عبارت از آن معنى است . وقوع تضاد ، شدت و ضعف در اين‌دو مقوله از جهت اختلاف جهات حركات و سرعت و كندى آن است . آن‌چه تاكنون گفته شد ، تمامى سخن در مقولات عشر بود . شيوهء اهل منطق بر اين بوده كه در پايان مبحث قاطيغورياس اصناف تقابل ، تقدم و تأخر را توضيح و شرح دهند . و الله الموفق و المعين . فصل هشتم : اقسام تقابل هرگاه دو پديده نتوانند بالفعل در يك موضوع به صورت همزمان اجتماع كنند - اگرچه بالقوه توانايى اجتماعى را داشته باشند - متقابلان ناميده مىشوند . تقابل ميان دو پديده به چهار صورت است : 1 - تقابل سلب و ايجاب : اين‌گونه تقابل داراى دو نوع است :